هانی در آذر ماه 93 و تولد دختر خاله

با مامان بزرگم اومدیم سد بستانو

جای قشنگیه و خیلیا واسه تفریح میان اینجا 

هرچی سنگه انداختم توی آب 

نوشیدنی مورد علاقم

راستی دختر خاله سمیه دنیا اومده
اومدم طلا فروشی واسش گوشوار بخرم

کادومو خریدم
و نشستم که بابایی بره حساب کنه

بعد از خرید اومدیم رستوران کاکتوس شام بخوریم

سیب زمینی تنوریش حرف نداشت
ولی متاسفانه کباب کنجش بهم نچسبید ![]()

اینم ایناس خانوم
اینجا سه روزشه 

نازنین خانوووم اومده خونمون و ما کلی با هم بازی کردیم 


این خواهر کوچولوی نازنینه 

رفتم دکتر بهش میگم آقای دکتر شکمم درد میکنه
دکتر گفت نه گوشت عفونت کرده ![]()
ولی بعد از دو روز که اسهال گرفتم
معلوم شد علت شکم دردم چی بوده
امروز مامانی نرفت سرکار و مرخصی گرفت که کنارم بمونه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



هانی در آذر ماه 93 و تولد دختر خاله
